به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ به طور کلی دغدغه و ترس امنیتی همراه همیشگی کشورهایی است که با اقتدارگرایی دست و پنجه نرم میکنند. این دغدغه آنها را برمیانگیزاند که نهاد یا حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی پرقدرتی تأسیس کنند و توسعه دهند. این موضوع درباره ایران دوره پهلوی نیز مصداق دارد؛ بهویژه که تاریخ 2500 ساله استبدادی از فرهنگ دیرپای خودکامگی نشان دارد. همین مسئله نظامهای سیاسی در ایران معاصر را به ایجاد و تقویت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی سوق داده است. این موضوع بیش از هر دورهای در دوره پهلوی مشهود است؛ البته این مسئله در دوره پهلوی دوم ــ بهویژه از کودتای 28 مرداد سال 1332ش که محمدرضا با کمک آمریکا و انگلستان دولت قانونی وقت، یعنی دولت محمد مصدق، را کنار زد و مشی دیکتاتوری در پیش گرفت ــ وارد مرحله جدیدی شد.
پس از کودتای 28 مرداد 1332 محمدرضا پهلوی در فکر تأسیس یک نهاد امنیتی و اطلاعاتی افتاد؛ زیرا از این زمان دیگر مشروعیت و مقبولیت مردمی نداشت و اقتدار خود را میبایست بر نهادهای نظامی ـ امنیتی بنیان میگذاشت. این موضوع زمانی پیچیدهتر شد که روزبهروز وابستگی محمدرضا به آمریکا افزایش بیشتری یافت و او میبایست در مسیر سیاستهای آمریکا در منطقه و حتی داخل کشور قدم برمیداشت؛ به همین دلیل فکر تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور یا همان ساواک بهسرعت پیگیری شد.
تأسیس ساواک و بازیگری سازمان سیا در آن
تا پایان دوره رضاشاه روابط ایران و آمریکا چندان گسترده نبود. از برخی از مبادلات فرهنگی و تجاری که بگذریم روابط سیاسی دو طرف هیچگاه از حدی فراتر نرفت. با آغاز جنگ جهانی دوم و باز شدن پای آمریکاییها به ایران، نظامیان این کشور در ایران به حدود سیهزار نفر رسیدند. با پایان یافتن جنگ و پدید آمدن ساختار دوقطبی در نظام بینالملل، توجه آمریکاییها به ایران بیشتر شد؛ بهویژه که ایران مرزهای طولانی با اتحاد جماهیر شوروی داشت و هر لحظه میتوانست به دام کمونیسم بیفتد. به این ترتیب، حضور آمریکاییها در ایران روزبهروز پررنگتر میشد. در نهایت کودتای 28 مرداد سال 1332ش سبب شد آمریکا یگانه بازیگر عرصه سیاست ایران شود. از این زمان به بعد واشنگتن، که در ابعاد و زمینههای مختلف در ایران حضور و نفوذ داشت، جای خالی یک نهاد امنیتی را بهشدت احساس میکرد؛ بهویژه که حکومت محمدرضا پهلوی بعد از سال 1332ش چندان پایههای محکمی نداشت و به لحاظ مشروعیت و مقبولیت نزد مردم به پایینترین سطح رسیده بود.[1]
به همین خاطر بلافاصله بعد از کودتا یک افسر ارشد ارتش آمریکا به ایران آمد و یکی دو سال سال آموزش یگان تازه تأسیسشده تیمور بختیار را برعهده گرفت. پس از آن، این یگان، که بهصورت تخصصی کار اطلاعاتی و امنیتی میکرد، زیر نظر یک گروه از افسران سیا آموزش دید. این گروه، که پنج نفر عضو داشت، یگانی را که بختیار فرمانده آن بود آماده تشکیل سازمان ساواک کرد. پس از آن، لایحه تشکیل ساواک در تاریخ 10 بهمنماه سال 1335ش و در کابینه حسین علاء به تصویب نهایی مجلس سنا رسید.[2] به این ترتیب، سازمان اطلاعات و امنیت کشور یا همان ساواک در سال 1335ش تأسیس شد و در اسفندماه همان سال شروع به کار کرد.
اولین رئیس این سازمان نیز کسی جز تیمور بختیار نبود. بختیار علاوه بر اینکه رئیس ساواک بود، معاون نخستوزیر نیز بهشمار میآمد و به همین دلیل میتوانست به شاه دسترسی مستقیم داشته باشد. ریاست او بر ساواک نیز به پیشنهاد واشنگتن و سازمان سیا بود؛ زیرا بختیار پیش از این در سرکوب مخالفان محمدرضا پهلوی خودی نشان داده و بهنوعی خود را هم به شاه و هم به آمریکاییها ثابت کرده بود.[3]

تیمور بختیار در دیدار با اورل هریمن
شماره آرشیو: 12668-3ع
هنگامی که ساواک تأسیس شد، از فعالیت سازمان سیا بیش از ده سال میگذشت و سازمان سیا در زمینه کارهای اطلاعاتی و امنیتی در ایران درسهای بسیاری آموخته بود. به تعبیری ساواک ادامه فعالیت سازمان سیا در ایران بعد از جنگ جهانی دوم بود که از تثبیت قدرت و جایگاه آمریکا در ایران حکایت میکرد. در حقیقت آمریکاییها ساواک را در ایران بهوجود آوردند تا دیگر به فعالیت گسترده سازمان سیا در این کشور نیاز نباشد و به نوعی عوامل این سازمان در ایران بتوانند بسیاری از کارها را پیش برند.
سازمان سیا در سالهای بعد از کودتا، برای سازماندهی و نظم بخشیدن به یگانهای اطلاعاتی ـ امنیتی در ایران در فرمانداری نظامی و شهربانی و برخی دوایر دیگر اقداماتی انجام داده و با انتقال آموزشهای متعدد، به ایجاد برخی گروههای ضداطلاعاتی ـ امنیتی کمک چشمگیری کرده بود؛ بااینحال، بهتدریج و با گذشت زمان آشکار شد که این گونه اقدامات محدود فقط میتواند مقدمه تشکیل سازمانی مستقل و منسجم برای برعهده گرفتن امور امنیتی و جاسوسی باشد و در همان حال به شخص شاه این گونه فهمانده شد که برای حفظ موقعیت سست و متزلزلش در رأس قدرت، چارهای جز تأسیس سازمانی جدید به نام ساواک ندارد.[4]
سازمان سیا در تشکیل و تأسیس ساواک چنان مداخله داشت که ساواک بهتدریج رونوشتی از این سازمان در ایران بدل گردید. در واقع اگر به ساختار تشکیلاتی و عملیاتی ساواک نگاه کنیم میبینیم که این سازمان بر اساس الگوهای سازمانهای اطلاعاتی مدرن غربی، بهویژه سیا، شکل گرفته بود. این شباهت در آموزش تکنیکهای بازجویی و شنود و تحلیل اطلاعات نیز مشاهده میشد.
با وجود آنچه گفته شد عدهای زمینهسازی تأسیس ساواک به دست عوامل سازمان سیا را انکار میکنند و مدعی هستند که عوامل داخلی، همچون اشتباههای دکتر مصدق یا تقویت روزافزون محافظهکاران، سبب این شرایط و تشکیل ساواک شد. در پاسخ به این عده باید گفت که مستندات بسیاری مداخله سازمان سیا در تأسیس ساواک را اثبات میکنند و بر سهم بهسزای آن صحه میگذارند.[5] گفتههای بسیاری از چهرههای بنام سیاسی و رسانهای فقط گوشهای از این مستندات است.
رابطه سیا و ساواک به گفته چهرههای مشهور
یکی از چهرههای نزدیک به محمدرضا پهلوی، حسین فردوست است که بهصراحت مداخله سازمان سیا در تأسیس ساواک را تأیید کرده است. او در کتاب خاطرات خود گفته است: «پس از 28 مرداد 1332 که آمریکاییها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصمیم گرفتند که ایران را به عنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند، در درجه اول به ایجاد دستگاه ضد اطلاعات ارتش و تقویت آن و در درجه دوم به تأسیس سازمان امنیت کشور (ساواک) پرداختند. طبیعی بود که اگر ایران میخواست پایگاه اصلی آمریکا در منطقه باشد، به یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی نیاز داشت. مضاف بر این، در شمال مرزهای ایران رقیب اصلی آمریکا، یعنی شوروی کمونیستی، با حضور خود این پایگاه غرب را تهدید میکرد. در نهایت، تأسیس دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران توسط آمریکا به او این امکان را میداد تا تسلط کامل خود را تأمین کند و نفوذ خود را در ایران عمق ببخشد».[6]
محمد حسین هیکل، روزنامهنگار صاحبنام مصری، هم که درباره انقلاب ایران و ریشههای آن اثری دارد، تأسیس ساواک را مؤثرترین اقدام آمریکا و سیا دانسته و معتقد است این نهاد براساس منافع بلندمدت و راهبردی این کشور در خاورمیانه ایجاد شد و توسعه پیدا کرد. او تا آنجا پیش رفته که ساواک را شاخهای از سازمان سیا در منطقه و وسیلهای برای تحقق اهداف آمریکا ارزیابی کرده است.[7]
احمد فاروقی و ژان لوروریه، که فصلی از کتابشان درباره شاه را به ساواک اختصاص داده و از آن با نام «چشم و گوش شاه» یاد کردهاند، اذعان میکنند که این سازمان پلیسی ـ اطلاعاتی اساسا تابعی از سازمان سیا بود و کمک میکرد تا واشنگتن از طریق آن، اهداف اطلاعاتی، امنیتی و سیاسی خود را در ایران و سایر کشورهای منطقه محقق سازد.[8] جان. دی. استمپل، کارمند بخش سیاسی ـ اطلاعاتی سفارت آمریکا در ایران، هم نگاه مشابهی دارد. او گفته است که سازمان ساواک ایران آمیزه و ترکیبی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و پلیس فدرال این کشور بود که در ایران بنیان گذاشته شده بود.[9]
شاید یکی از نقلهای بسیار معتبر در این زمینه گفته ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، باشد که از نزدیک از تمام امور اطلاع داشت. سولیوان معتقد بود که تشکیل ساواک از ابتکارات سازمان سیا بود. به گفته او «در سال 1957 سازمان سیا طرح و چهارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن به آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده میشد بهزودی به نام مخفف آن، یعنی ساواک، شهرت پیدا کرد».[10] به این ترتیب، میتوان گفت که عاملیت سازمان سیا در تأسیس و توسعه ساواک بیبدیل و انکارناپذیر است.
پینوشتها:
[1]. مظفر شاهدی،
ساواک ـ سازمان اطلاعات و امنیت کشور (1357-1335)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386، ص 190.
[5]. منوچهر هاشمی،
داوری: سخنی در کارنامه ساواک، لندن، انتشارات ارس، 1373، صص 97-98.
[6]. حسین فردوست،
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1382، ص 82.
[7]. محمدحسنین هیکل، ایران؛
روایتی که ناگفته ماند، ترجمه حمید احمدی، تهران، الهام، 1366، صص 126-128.
[8]. احمد فاروقی و ژان لوروریه،
ایران بر ضد شاه، ترجمه مهدی نراقی، تهران، امیرکبیر، 1359، صص 141ـ146.
[9]. جان. دی. استمپل،
درون انقلاب ایران، ترجمه منوچهر شجاعی، تهران، انتشارات رسا و نگارش، 1377، صص 19-20.
[10]. ویلیام سولیوان،
مأموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، انتشارات هفته، 1361، ص 69.