«مردم واعظ ساواکی را از منبر پایین آورده و مفتح سخنرانی کرد»!/«اعضای هیئتحاکمه و سرمایهداران را باید نمکگیر کرد»/محمدرضا پهلوی در آمریکا: در ایران شاه و مردم جداشدنی نیستند!/تظاهرات در ایران مهم نیست، بلکه مایه تأسف است!/ساختمان هزار اتاقهای که «مجلس» به «وزارت فرهنگ» واگذار کرد!/خرید شکر متوقف شد
«مردم واعظ ساواکی را از منبر پایین آورده و مفتح سخنرانی کرد»!
بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 17 خرداد 1343 «اطلاعات حاصله حاکی بود که به مناسبت سالگرد 15 خرداد در جلسه هفتگی روحانیون آبادان اظهاراتی دایر به یادآوری از روز موصوف و تحریک مردم بشود؛ لذا با اقدامات دقیقی از طرف این ساواک قرار میشود که یکی از وعاظ آبادان به منبر برود، ولی پس از تشکیل جلسه چند نفر اشخاص غیر معمم به طرفداری از دکتر محمد مفتح شعارهایی به نفع وی داده و از پشت بلندگو اعلام میکنند که حتما بایستی مفتح به منبر برود؛ در نتیجه واعظی که در روی منبر بوده از منبر پایین آمده و آقای مفتح به منبر میرود.»
این سند میافزاید: «[مفتح] ضمن سخنرانی کوتاهی یادی از روز 15 خرداد نمود، ولی مطالب خلافی ایراد نمینماید؛ ضمنا سخنرانی کوتاه مشارالیه روی نوار ضبط شده است».1
«اعضای هیئتحاکمه و سرمایهداران را باید نمکگیر کرد»
بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 17 خرداد 1343 که به برگزاری جلسه هفتگی در منزل اسدالله رشیدیان میپردازد، «قبل از ظهر روز جمعه 15 /3 /43 جلسه هفتگی منزل اسدالله رشیدیان با حضور عدهای در حدود هشتاد نفر از جمله کریمی (معمم و عضو هیئترئیسه انجمن محلی جوادیه) ـ حسام بازرگان ـ جهانگیری مقاطعهکار ـ دانشیار و گودرزی کارمندان راه آهن به اتفاق ده نفر از کارگران راه آهن ـ یک نفر سرهنگ دوم شهربانی حسین رمضانیخی ـ صمیمی سخنگوی جنوب شهر، طلان، مهندس انصاری کارمند سازمان برنامه و دانشگر، کارمند راه آهن، تشکیل گردید».
طلان از مهندس انصاری درخواست کرد که چون قصد دارد پس از اربعین جشنی در منزلش (به نام ختنهسوران) ترتیب داده و در حدود پنجاه نفر را دعوت کند از رشیدیان بخواهد که رحیم زهتاب، نماینده مجلس شورای ملی، و چند نفر از نمایندگان مجلس را همراه خود به این جشن بیاورد.
در بخش دیگری از این سند آمده است: «نیز طلان در پاسخ یکی از حضار که سؤال نموده بود چه احتیاجی به ترتیب چنین جشنی دارد اظهار داشت: اولا اعضای هیئتحاکمه و سرمایهداران را باید نمکگیر کرد و درثانی برای مدت کوتاهی که مصلحت است خودم را طرفدار رشیدیان معرفی میکنم، ولی در اولین فرصت سیاسی که باید برعلیه سرمایهداری و هیئت حاکمه قیام کرد بایستی با رشیدیان هم که عمال هیئت حاکمه است مبارزه و به او فحاشی کنم و اگر در آن موقع بگوید که تو نمک نشناسی کرده و پس از چند سال اظهار دوستی فحش میدهی خواهم گفت که شما نمک کارگر را خورده و اکنون پشت پا میزنید.2
محمدرضا پهلوی در آمریکا: در ایران شاه و مردم جداشدنی نیستند!
جراید امروز کشور نوشتند: شاهنشاه در اولین روز اقامت خود در واشنگتن در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد که من با ملت خویش تماس نزدیک دارم. شاهنشاه در پاسخ نماینده تلویزیون درباره سیستم دفاعی ایران گفت: در نتیجه بهبودی مناسبات ایران و اتحاد شوروی احتمال خطر مستقیم بر ضد ایران در ناحیه شمال کمتر از سه سال پیش است؛ بااینهمه کسانی که در خاورمیانه زیر نفوذ دستگاههای اخلالگر بینالمللی هستند ممکن است کشور ما را تهدید کنند.
شاهنشاه در برنامه مصاحبه مذکور که از شبکه تلویزنی (ان.بی.سی) در سراسر آمریکا پخش شد گفت: در ایران شاه و مردم از هم جداشدنی نیستند و من با ملت خویش همیشه تماس نزدیک دارم.
من پیوسته مصالح عالیه مملکتم را بر همه چیز و حتی بر جان خویش ترجیح دادهام و در کشوری که بهزودی دو هزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی خود را جشن میگیرد بین شاه و مردم جدایی و فاصلهای نیست.
شاه ضمن توضیحاتی پیرامون سیستم دفاعی ایران اظهار داشت: قدرت دفاعی ایران باید پیوسته مجهز و آماده باشد تا از آزادی و استقلال کشور دفاع کند.
تظاهرات در ایران مهم نیست، بلکه مایه تأسف است!
شاه در پایان مصاحبه تلویزیونی گفت: بعضی تظاهرات و اخلالگریها برای کشور من واقعه مهمی نیست، بلکه این گونه رفتار فقط مایه تأسف است.3
ساختمان هزار اتاقهای که «مجلس» به «وزارت فرهنگ» واگذار کرد!
روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشته است: هفته گذشته، مجلس شورای ملی دست به کار خداپسندانهای زد و عمارت جدیدالاحداث نیمهتمام خود را به فرهنگ واگذار کرد.
مبتکر این فکر آقای رئیس مجلس بودهاند و بعد از آنکه نظر خود را به اعلیحضرت شاهنشاه و نمایندگان مجلس عرضه داشتهاند و مورد تأیید و حمایت قرار گرفته، مصمم به اعمال و اجرای آن شدهاند. بههرحال فکر مال هر کس باشد فکری است مستحسن و مجلس بیستویکم با پذیرفتن این فکر «ژست» بسیار جالبی از خود نشان داده است.
تاریخچه ساختمان جدید مجلس را کمابیش میدانید.
عقیده عمومی بر این است که ساختمان مزبور به همچشمی سنا شروع شد؛ یعنی پس از آنکه سنا کاخ مرحوم شاهپور علیرضا را خرید و دست به کار ساختمان مجلل فعلی شد، [مجلس] شورا هم برای اینکه از سنا عقب نماند این ساختمان را آغاز کرد. البته همان وقت که مجلس شورا مصمم به احداث ساختمان تازه گشت بسیاری از وکلا با این کار موافق نبودند کما اینکه در سنا هم نظر مخالف نسبت به ساختمان تازه سنا زیاد بود. اما در سنا استدلال میشد که مجلس سنا باید برای خودش محل مستقلی داشته باشد تا معنا و عملا استقلالش محفوظ بماند و حتی طرفداران ساختمان تازه اشاره به جریان ناگوار تعطیل سنا و راندن سناتورها از طرف نمایندگان دوره هفدهم میکردند و میگفتند اگر آن روز سنا برای خودش محل علیحدهای داشت به آسانی تسلیم تعطیل مقدر نمیشد و میتوانست مقاومت کند.
در شورا نیز هواخواهان ساختمان جدید متعذر به فرسودگی عمارت پارلمان و تنگی جا میشدند؛ بهخصوص که قرار بود عده وکلا از 136 نفر به 200 نفر افزایش پیدا کند. به هر تقدیر هم ساختمان عمارت جدید سنا شروع شد و هم مقدمات ساختمان جدید شورا تدارک گشت و اعتراض معترضان به جایی نرسید.
سنا، عمارت خودش را ساخت و البته از این عمارت برای تشکیل اجتماعات مهم سوای جلسات مجلس سنا استفاده میشد و میشود و تدریجا این نظر هم طرفدارانی پیدا کرده که تهران، به هر حال احتیاج به یک چنین محلی جهت برگزاری تشریفات مهم داشته است و مقدور این بوده که مجلس سنا چنین جایی را فراهم کند. اما ساختمان جدید مجلس شورای ملى، به مشکلات متعدد برخورد. اولا تخلیه خانههای اطراف مجلس و تخریب و انتقال چاپخانه و بهداری مجلس و محل روزنامه رسمی و سایر اداراتی که بنا بود ساختمان جدید به جای آنها احداث شود مدتی طول کشید. بعد هم تا بنا به نیمه رسید مشکلات مالی پیدا شد و سپس عمر مجلس به آخر رسید در حالی که فقط اسکلت بنا بالا رفته بود.
مجلس بیستویکم تشکیل شد. عده وکلا به دویست نفر رسید و تعداد وزرا نیز افزایش یافت و عملا دیده شد که امکان تجمع وکلا و وزرا در همان تالار قدیمی مجلس شورای ملى هست. بااینحال هنوز فکر ادامه ساختمان جدید مجلس شورای ملی تعقیب میشد و هرچند یک بار طرح تازهای جهت تکمیل بنای نیمهتمام مطرح بحث قرار میگرفت تا بالاخره در هفته گذشته رئیس مجلس، تصمیم اخیر را در باب واگذاری عمارت جدید مجلس به وزارت فرهنگ اعلام کرد.
عمارت مجلس که بعد از اتمام قریب هزار اتاق خواهد داشت، همان قدر که برای مجلس شورای ملی یک بنای تشریفاتی و زائد از احتیاج به شمار میرفت، برای وزارت فرهنگ ساختمانی کاملا واجب است و رئیس مجلس الحق در انتقال ساختمان به وزارت فرهنگ تشخیصشان صائب و تصمیمشان وارد بوده، چه با گرد آمدن تشکیلات پراکنده وزارت فرهنگ در ساختمان فوقالذکر، مقدار قابل ملاحظهای از بودجه فرهنگ که حالا صرف اجاره بها میشود صرفهجویی خواهد شد و به زخم کارهای واجب فرهنگی خواهد خورد. یقینا بعدها نیز هر رهگذری که از کنار این عمارت بگذرد و به یاد اقدام خیر و بجا و شایسته تحسین مجلس شورای ملی بیفتد دعا به جان بانیان این اقدام میکند و حال آنکه اگر مجلس شورای ملی ساختمان را برای خودش تمام میکرد و به آنجا اسباب میکشید شاید قضاوت و تلقی مردم نسبت به آن طرز دیگری بود.
خرید شکر متوقف شد
نوسان شدید بهای شکر در بازارهای جهانی سبب شد که دولت خرید شکر خود را در بازارهای جهانی متوقف نماید و منتظر روشن شدن وضع قیمتها بشود.
بهای شکر فعلا در زیر قم 53 لیره قرار گرفته است. بازرگانان برای واردات شکر اقدام به گشایش اعتبار کردهاند و منتظر روشن شدن وضع قیمت شکر شدهاند.4