پنجشنبه 112 اوت 1977 [20 مرداد 1356] نوشهر
چون قرار بود امروز به حضور شاه شرفیاب شوم، با یک فروند هواپیمای فالکن ــ که تنها مسافرش من بودم ــ پس از 15 دقیقه پرواز وارد نوشهر شدم، و از آنجا نیز با یک اتومبیل تشریفاتی به طرف قصر شاه حرکت کردم.
در اطاق انتظار پس از آنکه با گروهی از اعضای دربار و افسران گارد سلطنتی خوش و بش کردم، با آرامش کامل و بدون آنکه نشانی از هیجان یا دلواپسی در وجودم باشد، منتظر ماندم تا نوبت شرفیابیم رسید.
شاه که پیراهنی یقهباز همراه با شلوار اسپرت به تن داشت، در وسط سالن ایستاده بود. سگ بزرگ دانمارکی مخصوص شاه در گوشهای نشسته بود و یک سگ «کوکر اسپانیولی» نیز مرتب از این سو به آن سو میدوید. ابتدا تعظیم کردم. بعد جلو رفتم و دست شاه را بوسیده و منتظر ماندم.
شاه با چهرهای عبوس شروع به قدم زدن کرد و سپس پرسید: «غیر از گزارشهایی که برای ما میفرستید، چه مطلب تازهای دارید؟». ولی قبل از آنکه جوابی بدهم، سخنش را ادامه داد: «من اصلاً نمیتوانم درک کنم که این خصومت آشکار مطبوعات انگلیس نسبت به ما چه معنایی دارد. سر مقاله اخیر روزنامه تایمز را دیدهاید؟ مقصود آنها از اینکه نیروگاه آلستوم در خاموشیهای اخیر مقصر نبوده، چیست؟»... پس از آن هم مطلب را به توصیف اهمیت و نقش ایران در اقتصاد انگلیس کشاند و با لحنی مظلومانه پرسید: «هیچ معلوم نیست انگلیسها از عنوان کردن اینگونه مسائل چه نفعی میبرند؟».
در جواب شاه ناچار شدم شمهای راجع به موضعگیریهای روزنامه تایمز بگویم و اضافه کنم که: «نوشتههای مغرضانه مطبوعات انگلیس را باید جدا از سیاست دولت انگلیس ارزیابی کرد، چون روابط ما با دولت و سرمایهداران انگلیس واقعاً در حدی عالی پیش میرود».
شاه با شنیدن این حرف با لحنی بخصوص در جوابم گفت: «ولی مطبوعات انگلیس باید بدانند که نوع دموکراسی مورد نظر آنها هرگز نه تنها در ایران، بلکه حتی در فرانسه هم قابل اجرا نخواهد بود» و بعد به بعضی اقدامات مترقیانه، که خود در ایران به اجرا گذارده بود اشاره کرد، و ضمن آنکه اینگونه اقدامات را بسیار پیشرفتهتر از موارد مشابهش در انگلیس و حتی سوئد دانست، انحرافات ناشی از دموکراسی غربی را مطرح کرد و گفت: «امروزه معلوم شده که دموکراسی غربی دیگر کارایی ندارد و حکومتهایی که بر چنین اساسی حرکت میکنند لاجرم رو به سوی اضمحلال خواهند رفت».1
محمدرضا پهلوی
شماره آرشیو:1111-11ع
پی نوشت:
1. پرویز راجی ، خدمتگزار تخت طاووس، ترجمه: ح.ا.مهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول: 1364، صص91ـ92.