گزارش ساواک از دسته‌بندی‌ها داخل حزبِ ایران نوین!/ دستور اداره کل سوم به ریاست ساواک قم درباره طلاب حامی آیت‌الله خمینی!/ سفیر ایران در مراکش/ وزرای «اوپک» در رم اجتماع می‌کنند/ شهردار برکنارشده بابلسر از تحویل پست خود به سرپرست شهرداری خودداری کرد/ اتوبوس، تاکسی و شهری با سه‌میلیون جمعیت!
۱۲ شهریور 1346

 

گزارش ساواک از دسته‌بندی‌ها داخل حزبِ ایران نوین!

بر اساس یک گزارش ساواک به تاریخ 12 شهریور 1346 «سیروس شرفشاهی، نویسنده روزنامه "ایران نوین" در یک صحبت کاملا خصوصی در وزارت آموزش و پرورش اظهار می‌داشت: دکتر هدایتی چند بار با عطاءالله خسروانی، دبیرکل حزب ایران نوین، ملاقات کرد و آخرین ملاقات ساعت 21 روز پنجشنبه 9 /6 /1346 بوده که دو نفری در محل حزب با هم بوده‌اند. نام‌برده افزود: چون دکتر منوچهر کلالی، معاون دبیرکل حزب ایران نوین، در داخل حزب برای خود دارودسته‌ای تشکیل داده است تا کلیه امور حزبی را در اختیار خود درآورد و عده‌ای از فرهنگیان عضو حزب ایران نوین از جمله صادق ناصرزاده، محمدحسین پدر اعزازی، مهدویان، دکتر نصرالله منتظری، احمد کوشا[1]، رکنی و سرتیپی[2] با دکتر کلالی در ارتباط بوده و از طرف وی تقویت می‌شوند».
این سند به نقل از سیروس شرفشاهی می‌افزاید: لذا خسروانی برای خنثی کردن فعالیت طرفداران دکتر کلالی مصلحت دیده است با دکتر هادی هدایتی، وزیر آموزش و پرورش، کنار آمده با هم صف واحدی را تشکیل دهند و برای عملی شدن این سازش قرار است به حسین رجبی و حبیب‌الله یغمایی سمت‌های دیگر واگذار شود.
سیروس شرفشاهی افزود: علاوه بر دکتر محمدسام، خانم دکتر پارسا، که از طرف دکتر کلالی کاندیدای وزارت آموزش و پرورش می‌باشند، اخیرا دکتر ناصر یگانه، وزیر مشاور، نیز کوشش می‌کند که در ترمیم کابینه تصدی وزارت آموزش و پرورش را عهده‌دار شود و دکتر منوچهر کلالی و دکتر هوشنگ نهاوندی نیز در فکر عملی شدن این نقشه می‌باشند.
در «نظریه منبع» این سند آمده است: از روزی که موضوع سازش بین دکتر هادی هدایتی و عطاءالله خسروانی مطرح شده در محیط وزارت آموزش و پرورش، میدان فعالیت‌های فرهنگی تا درجه‌ای از دست حسین رجبی، یغمایی، فرخ‌نیا خارج شده و به نظریات و پیشنهادات آنها صد درصد ترتیب اثر داده نمی‌شود.[3]
 

دستور اداره کل سوم به ریاست ساواک قم درباره طلاب حامی آیت‌الله خمینی!

بر اساس دستورالعمل اداره کل سوم به ریاست ساواک قم «با توجه به اینکه مقرر است به صاحبان حجراتی که از آنها اوراق و مدارک مضره و همچنین نوار سخنرانی و عکس و آلبوم [امام] خمینی به‌دست آمده اجازه سکونت در مدارس مزبور داده نشود، خواهشمند است دستور فرمایید ضمن اعلام نتیجه اقدامات معموله، اسامی صاحبان این قبیل حجرات را نیز تهیه و با تعیین نظریه آن ساواک در مورد هر یک از آنان به موقع ارسال دارند».[4]
در یک سند دیگر به همین تاریخ آمده است: عده‌ای از طلاب جهت اخذ اثاثیه خود به دفتر طلاب مراجعه و چون در حجره بعضی از آنها کتب و اعلامیه و مدارک مضره کشف شده لذا مسئولین آستانه ناگزیر طلاب را به ساواک هدایت و طلاب به‌تدریج مراجعه و تقاضای اخذ اثاثیه خود را می‌کنند. مقرر فرمایید نظریه عالی را در مورد بازداشت طلابی که مدارک مضره در حجره‌های آنان کشف شده و به ساواک مراجعه می‌کنند امر به ابلاغ فرمایند.
در ذیل این سند تصریح شده است: پرونده کلیه این افراد تکمیل و از آنها تحقیقات لازم انجام، پرونده تکمیل چنانچه قانونا قابل تعقیب و مدارک مثبت لازم به‌دست آمده باشد، باید تحت پیگرد قرار گیرند. بقیه افراد با اخذ تعهد و تکمیل پرونده آزاد گردند.[5]
در یک بولتن ویژه نیز به همین تاریخ آمده است: مدارس فیضیه و دارالشفای قم، که از بیوتات آستانه مقدسه قم و تحت نظر آیات الله محمدکاظم شریعتمداری و محمدرضا گلپایگانی اداره می‌شده، مجموعا دارای 160 حجره که به طور متوسط در هر یک از حجرات دو تا چهار نفر طلبه (جمعا در حدود پانصد نفر) سکنی داشته‌اند.
نظر به اینکه مدارس مزبور مرکز تجمع طلاب ناراحت و افراطی و اغلب آنان طرفدار [امام] خمینی بوده‌اند و همچنین مدارس مزبور محل تهیه و توزیع اعلامیه‌های مضره بوده و از طرفی روحانیون در مواقعی که اقدامات اصلاحی دولت (از جمله اجرای آیین‌نامه تحصیلاتی طلاب علوم دینی و تصویب قانون حمایت خانواده) را برخلاف نظراتشان و منافع خود را در خطر می‌دیدند با تحریک طلاب این مدارس شروع به فعالیت‌هایی می‌نموده‌اند، چون ادامه این وضع به مصلحت نبوده، با اقداماتی که از طریق ساواک و سازمان اوقاف کشور پس از مذاکره با آیات الله شریعتمداری و گلپایگانی به عمل آمده سرانجام در تاریخ‌های 7 /6 /1346 و 8 /6 /1346 با استفاده از تعطیلات طلاب و ضمن انجام تشریفات قانونی نسبت به تخلیه مدارس موصوف اقدام و تعمیرات آنها شروع تا سپس تحت شرایط خاصی به طلاب ذی‌صلاح، که از طرف آیات نام‌برده معرفی شوند، واگذار گردد.
ضمنا در موقع بازرسی از حجرات مدارس، علاوه بر اینکه در تمام حجرات عکس [امام] خمینی نصب شده بوده مقادیر زیادی اوراق و کتب مضره و نوار سخنرانی و عکس و آلبوم [امام] خمینی به‌دست آمده و همچنین در چهار سمت مدارس مزبور قاب‌های بزرگی از عکس [امام] خمینی با تزئینات خاصی نصب که ضبط شده است.
پس از تخلیه مدارس مورد بحث، آیات الله شریعتمداری و گلپایگانی در وهله اول به منظور عدم برخورد با طلابی که جهت تعیین تکلیف خود به آنان مراجعه می‌نموده‌اند، از شرکت در مساجد و نماز جماعت خودداری منتها آیت‌الله شریعتمداری نماینده خود را برای برگزاری نماز جماعت می‌فرستد، لکن آیت‌الله گلپایگانی و همچنین آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی (بنا به توصیه آیت‌الله گلپایگانی) با عدم حضور در مجالس نماز جماعت مخالفت ضمنی خود را با تخلیه مدارس ابراز نموده‌اند.
توضیح اینکه عدم شرکت آیات موصوف در مساجد و مجالس نماز جماعت مسبوق به سابقه بوده کما اینکه در فروردین سال 1342 پس از واقعه مدرسه فیضیه چند روزی از شرکت در مساجد خودداری و با گذشت زمان مجددا در برگزاری نماز جماعت شرکت نموده‌اند.[6]
 

سفیر ایران در مراکش

روزنامه «اطلاعات» نوشت: صبح امروز آقای اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه، در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه آریامهر شرفیاب گردید و آقای احمدعلی بهرامی، مشاور عالی وزارت امور خارجه، را به سمت سفیر شاهنشاه آریامهر در دربار سلطنتی مراکش به پیشگاه ملوکانه معرفی نمود.
آقای احمدعلی بهرامی، که در گذشته مشاغل مهمی از جمله وزارت کار را عهده‌دار بوده، چندین بار از طرف دولت در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت داشته؛ اخیرا در مقام مشاور عالی وزارت خارجه انجام وظیفه می‌کرد.[7]
 

وزرای «اوپک» در رم اجتماع می‌کنند

روزنامه «اطلاعات» نوشت: جلسه فوق‌العاده اوپک با شرکت وزرای نفت و دارایی کشورهای عضو در شهر رم تشکیل خواهد شد. این جلسه، که پس از چندین بار تعویق تشکیل می‌شود، بعد از پایان وضع فوق‌العاده نفت در کشورهای عربی، از جلسات بااهمیت اوپک خواهد بود.
هنوز روز دقیق جلسه اعلام نشده اما قطعی است که جلسه بین ١٤ تا ٢٤ شهریورماه تشکیل خواهد گردید.
در این جلسه آقای دکتر جمشید آموزگار، وزیر دارایی، شرکت خواهد کرد. جلسه فوق‌العاده به مقدار زیادی تحت تأثیر وضع فوق‌العاده صدور نفت کشورهای عربی خواهد بود.
در مدتی که جلسات اوپک به تعویق افتاد، مسائل مهم نفتی پیش آمد. بسته شدن کانال سوئز یکی از مسائل مهمی است که در قیمت نفت و طول زمان حمل اثر زیاد گذاشت. به دنبال این وضع قیمت نفت در کشورهای مصرف‌کننده بالا رفت، درحالی‌که دیناری از آن به نفع کشورهای صادرکننده منظور نمی‌شود.
لیبی، که در غرب کانال سوئز است و کانال بر سر راه آن قرار ندارد، از کمپانی‌های نفتی درخواست کرد که قیمت نفت آن کشور را تا سطح قیمت نفت کشورهای واقع در شرق کانال سوئز بالا ببرند. دولت لیبی معتقد است که کمپانی‌ها در حال حاضر نفت آن کشور را با قیمت گران‌تر می‌فروشند، ولی مابه‌التفاوت را به جیب خود می‌ریزند.
 

رئوس مذاکرات

در عراق هم قانون قبلی که تمام مناطق امتیاز را از کمپانی‌های نفتی پس می‌گرفت، با قانون جدیدی تعدیل گردید؛ به طوری که به جای ۹۹ درصد مناطق فقط ۱۵ درصد آن پس گرفته می‌شود، ولی کمپانی‌ها به این قانون هم اعتراض دارند. عراق مایل است مناطق استردادی را به کمپانی‌های دیگر بدهد و امتیازات بیشتری دریافت کند. ظاهرا نگرانی کمپانی فعلی هم از همین مورد است.
به هر صورت وزرای کشورهای عضو اوپک در وضع خاصی تشکیل جلسه می‌دهند؛ به همین جهت معلوم نیست درباره چه چیز می‌توانند تصمیم بگیرند؟ و اصولا در چنین وضعی که تولید و صدور قسمت اعظم نفت کشورهای عربی مدت چند ماه تعطیل بوده می‌توان درباره مسئله اضافه تولید سال گفت‌وگو کرد و تصمیم اتخاذ نمود؟
آیا می‌توان در وضعی که قیمت نفت تحت تأثیر کرایه اضافی حمل‌ونقل می‌باشد، به دنبال هدف اصلی اوپک، که افزایش قیمت نفت خام است، رفت و فشار جدید و فوری وارد کرد؟
مسلم این است که کلیه این هدف‌ها و نظرات مورد علاقه همه کشورهای عضو می‌باشد و در فرصت هر چه نزدیک‌تر به طور جدی مورد تعقیب قرار خواهد گرفت، اما اجلاسیه فوق‌العاده فعلی با توجه به شرایط موجود، بیشتر مرجعی برای تبادل نظر و آشنایی با نظرات و برنامه‌های بعدی خواهد بود تا اتخاذ تصمیم فوری و اجرایی.[8]
 

شهردار برکنارشده بابلسر از تحویل پست خود به سرپرست شهرداری خودداری کرد

روزنامه «اطلاعات» نوشت: خانم دبیر اعظم حسنی، شهردار بابلسر، که به دستور آقای شجاع ملایری، استاندار مازندران، از کار برکنار شده است، حاضر نشد امور شهرداری را به سرپرست جدید شهرداری تحویل دهد؛ به همین جهت دیروز تا آخر وقت اداری در شهرداری ماند و سپس عازم تهران گردید.
خبرنگار ما در بابلسر گزارش داد: آقای برهان، بخشدار بابلسر که به دستور استاندار، عهده‌‎دار سرپرستی شهرداری شده است، دیروز جریان امتناع خانم دبیر اعظم حسنی را از انجام تحویل و تحول امور شهرداری به اطلاع استانداری مازندران رسانید و به دستور استاندار یک نفر بازپرس به محل اعزام شد و مشغول رسیدگی به امور شهرداری گردید.
ضمنا آقای برهان، بخشدار و سرپرست شهرداری، از امروز در غیاب خانم دبیر اعظم حسنی مشغول کار گردیده است.[9]
 

اتوبوس، تاکسی و شهری با سه‌میلیون جمعیت!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: دیشب خبری داشتیم که به موجب تصویب‌نامه اخیر هیئت وزیران، شرکت واحد اتوبوس‌رانی از شهرداری تهران منتزع و به دولت منتقل می‌شود. این قدم اول است در راه تبدیل شرکت واحد اتوبوسرانی به یک شرکت ملی تا مثل شرکت‌ها و بنگاه‌های عمومی از حمایت و مساعدت دولت برخوردار گشته و بتواند در سطح وسیع‌تر و با اصول صحیح‌تری به فعالیت خود ادامه دهد.
ظاهرا مطالعات چندساله مسئولان امر و کارشناسانی که مشکل رفت‌وآمد را در شهر تهران مطالعه می‌کنند منشاء این تصمیم بوده است و شاید واقعا این قدم اول خیر باشد و امکان آن فراهم شود که بتوان مسئله رفت‌وآمد مخصوصا اتوبوس‌رانی را در تهران سر و صورتی داد.
تهران امروزه در عداد شهرهای بزرگ و پرجمعیت دنیا قرار گرفته است و شما وقتی از یک نقطه مرتفع مشرف به شهر تهران نگاه کنید، با شگفتی متوجه می‌شوید که چگونه شهر در مدتی کمتر از سی سال به این عظمت رسیده و این طور از کران تا به کران دهان گشوده است، اما علی‌رغم جمعیتی که در تهران جمع شده، فرصت آن نبوده است که متناسب با احتیاجات این جمعیت وسایل لازمه را فراهم و تجهیز کرد که نمونه اخص آن مسئله ترافیک و مشکل ایاب و ذهاب مردم است.
در هیچ نقطه دنیا ممکن نیست برای یک چنین جمعیتی در سطح زمین جا و وسایل کافی تردد و آمد و شد تهیه کرده، این است که شهرهایی با نصف جمعیت تهران در دنیای ما، هم «مترو» دارند هم اتوبوس هوایی؛ یعنی هم از بالای زمین کمک گرفته‌اند و هم از زیر زمین و این سوای پل‌ها و راهروهای چند طبقه است که در پاره‌ای شهرهای بزرگ برای آسان ساختن رفت‌وآمد مردم و وسایط نقلیه تعبیه کرده‌اند.
حال آنکه تهران است با سه‌میلیون جمعیت و یک سرویس اتوبوس و تاکسی که الزاما می‌بایستی حوائج این شهر و این جمعیت را جواب بگوید و این ممتنع است یعنی امکانش هست، اما به همین کیفیت و با همین بلبشو که می‌بینید و می‌دانید بسیاری مردم از فرط اضطرار وقتی مدت‌ها به انتظار اتوبوس و تاکسی ایستادند و عرق ریختند و از پیدا کردن اتوبوس و تاکسی نومید شدند به موتورهای سه‌چرخه متوسل می‌شوند که ظاهرا مخصوص حمل بار است، اما عملا در تهران قائم‌مقام اتوبوس و تاکسی شده و بیشتر از بار مسافر می‌گیرد.
چاره چیست؟ به نظر می‌رسد که هرگاه قرار باشد بعد از این هم اتوبوس و تاکسی به صورت تنها وسیله نقلیه عمومی باقی بمانند، ناگزیر یا باید بر تعداد اتوبوسی و تاکسی افزود و یا از جمعیت تهران کاست. این هر دو کار عملا همان قدر اشکال دارد که گفتنش آسان است. جمعیت تهران به دلایلی که خارج از بحث ماست تا وقتی موجبات منطقی برای جلوگیری از مهاجرت مردم ولایات فراهم نشود، نه تنها کم نمی‌شود، بلکه روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند و به همین نسبت بر مشکلات ایاب و ذهاب شهر افزوده می‌شود، اما اضافه کردن بر تعداد اتوبوس و تاکسی هم به موازات اضافه شدن جمعیت راه حل منطقی نیست برای اینکه همین تعداد اتوبوس و تاکسی و اتومبیل سواری و سایر وسایل نقلیه از حد ظرفیت و گنجایش شهر بیشتر است و سطح شهر قادر نیست فشاری بیش از این تحمل کند.
اگر قرار باشد تعداد اتوبوس و تاکسی هم به موازات جمعیت شهر زیاد شود، به‌زودی روزی خواهد رسید که اصلا نتوان در تهران نفس کشید و زندگی کرد. پس راه حل قطعى و منطقى مشکل رفت‌وآمد در تهران همان است که در جاهای دیگر دنیا عمل شده، یعنی توسل به راه‌های هوایی و زیرزمینی و این کار یک روزی خواه ناخواه باید بشود. امروز اگر پایه‌اش را بگذارند، یک روز زودتر از گرفتاری‌های رفت‌وآمد خلاص می‌شویم.[10]
 
صفحه اول روزنامه اطلاعات، 12 شهریور 1346
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. احمد کوشا فرزند محمدعلی در سال 1292 در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را تا لیسانس ادبیات فارسی ادامه داد.
تا سال 1311 نام فامیلی وی شریف‌پور تفرشی بوده است.
از تاریخ 16 /6 /1317 دبیر دبیرستان پهلوی همدان شد و در سال 1318 خدمت زیر پرچم رفت و از سال 1320 دبیر دبیرستان‌های کرمانشاهان و پس از آن دبیر دبیرستان‌های تهران بود.
دیگر مسئولیت‌های وی به ترتیب عبارت‌اند از: ریاست دبیرستان خاقانی تهران، معاون دبیرستان دارالفنون، عضو شورای ورزش در اداره تربیت بدنی، بازرس فنی اداره تعلیمات اجباری، ریاست دایره تعلیمات اجباری، تدریس در دانشسرای تربیت بدنی، بازرس اداری در اداره بازرسی اداری، بازرس تعلیماتی، ریاست اداره بازرسی اداری، دادستان دادگاه اداری، سرپرستی اداره امور کودکستان‌ها.
رک: پرونده احمد کوشا در ساواک
[2]. مجید سرتیپی در 20 اسفند 1308 در گرمسار به دنیا آمد. وی دوره دبستان و دوره اول دبیرستان را در گرمسار گذراند و سپس وارد دانشسرای مقدماتی تهران شد؛ ششم را متفرقه امتحان داد و رشته فلسفه و علوم تربیتی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را طی کرد و در رشته علوم اداری مقطع فوق لیسانس دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد.
مشاغلی که سرتیپی در آموزش و پرورش داشت عبارت‌اند از: آموزگاری، دبیری، ریاست دبیرستان، نماینده آموزش و پرورش بخش، ریاست آموزش و پرورش شهرستان‌های خمین، نهاوند، ملایر، رئیس اداره دفتر معاون کل وزارت فرهنگ، سرپرست اداره کل دفتر وزارتی، مدیرکل دفتر وزارتی، سرپرست اداره کل کارگزینی، مدیرکل امور اداری، معاون وزارت آموزش و پرورش و مشاور وزیر.
مجید سرتیپی در دوران اشتغال خود در آموزش و پرورش سوءاستفاده‌های زیادی کرد و با وزیر آموزش و پرورش وقت، خانم فرخ‌رو پارسای، اخاذی‌های زیادی نمود. از جمله کارهای وی فروش پست و مقامات در آموزش و پرورش بوده است.
پس از برکناری وی از معاونت آموزش و پرورش در سال 1352، جامعه فارغ‌التحصیلان تعلیم و تربیت طی اطلاعیه‌ای ضمن ابراز خوشحالی از برکناری وی از معاونت آموزش و پرورش به خاطر اخاذی‌های انجام‌شده خواهان لغو عضویت مجید سرتیپی از حزب ایران نوین می‌گردند. این در حالی بود که وی اعمال نفوذهای خود را برای فروختن پست و مقام تحت عنوان همین جامعه انجام می‌داد.
مجید سرتیپی پس از برکناری از معاونت آموزش و پرورش نیز در سایه حمایت غیرمستقیم وزیر، برنامه پست‌تراشی و پست‌فروشی را به‌صورت جدیدی ادامه داد. او در سال 1355 بازنشسته شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 14 /6 /1358 متعهد شد که کارهای خلاف شروع و اسلام انجام ندهد و هر وقت یکی از مقامات صالحه یا سپاه پاسداران او را احضار کرد در اسرع وقت خود را معرفی کند.
رک: پرونده مجید سرتیپی در ساواک
[3]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 2، ص 349.
[4]. پایگاه‌های انقلاب اسلامی: مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، ص 568
[5]. همان، ص 571. رئیس ساواک در برگه‌ای که همین گزارش برای وی آمده بود چنین پی‌نوشت کرد کسانی که مدارک مثبت مضره دارند بازداشت و تسلیم دادگاه شوند و در پی آن مدیر کل سوم، دستورات مافوق خود را ابلاغ می‌کند.
[6]. پایگاه‌های انقلاب اسلامی: مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، ص 584.
[7]. اطلاعات، 12 شهریور 1346، ص 16.
[8]. همان‌جا.
[9]. همان‌جا.
[10]. همان، ص 2.
 
https://iichs.ir/vdchmmni.23nmzdftt2.html
iichs.ir/vdchmmni.23nmzdftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما